تبليغاتX
Farvahar(nikouee)
Photobucket *( انساندوستی ) * ( گذری بر اندیشه ها )*


*( انساندوستی ) * ( گذری بر اندیشه ها )*

* تاریخ - هنر - شعر - فرهنگ - زندگی نامه - سخن ها - و ...*

 

    

 

 
 
گفتی که میبوسم تورا
 
گفتم تمنا میکنم
 
 
گفتی اگر بیند کسی
 
گفتم که حاشا میکنم
 
 
گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقیب آید ز در
 
گفتم که با افسونگری او را ز سر باز میکنم
 
 
گفتی که از بی طاقتی دل قصد یغما میکند
 
گفتم که با یغما گران باری مدارا میکنم
 
 
گفتی پیوند تو را با نقد هستی میخرم
 
گفتم که ارزانترازاین من باتوسودامیکنم
 
 
گفتی اگر از کوی خود روزی تو را گویم برو
 
 گفتم که صد سال دگر امروز و فردا میکنم
 
 
گفتی اگر از پای خود زنجیر عشقت وا کنم
 
 گفتم ز تو دیوانه تر
 
               دانی که پیدا میکنم
 

|

 

 
 
 
( ۲۴ خرداد تا ۴ تیر) درخت سیب ( عشق)
 
فردی آرام، گاهی اوقات خجالتی، بسیار جذاب و دلربا
 
با رفتاری مناسب وسنجیده، ماجراجو و بی باک، حساس و ...
 
 دوست دارید که دیگران را دوست داشته باشید و سایرین هم
 
 شما را دوست داشته باشند. با وفا
 
 
( ۲۵ اردیبهشت تا ۳ خرداد)
( ۲۲ آبان تا ۱ آذر)
 درخت ون ( بلند پروازی)
 
فوق العاده جذاب، پرانرژی، خودجوش و پر مسئولیت هستید.
 
انتقاد را دوست ندارید. جاه طلب، بلند پرواز، باهوش، مستعد
 
و قابل اطمینان هستید. به پول اهیمت می دهید. خواستار توجه
 
از سوی دیگران هستید و به پشتوانه و حمایت احساسی
 
 نیاز دارید.
 
 
 
(۲۲ آذر تا ۱ دی) درخت راش ( خلاقیت)
 
 
فردی با سلیقه،کسی که به ظاهر خودش اهمیت زیادی می دهد.
 
 یک برنامه ریز خوب برای زندگی و کار و مسائل اقتصادی،
 
 فردی که بدون لزوم بی گدار به آب نمی زند. منطقی و مونس
 
و یاری بی نظیر در زندگی به شمارمی روید.
 
 
(۲۶ تیر تا ۴ مرداد)
 ( ۲۵ دی تا ۳ بهمن)
 
 درخت سرو ( اعتماد به نفس)
 
فردی با توان و قدرت فوق العاده، کسی که می داند چطور
 
خود را با شرایطمختلف در زندگی وفق بدهد.هدیای غیر منتظره
 
 را دوست دارد و از سلامتی بدنی برخوردار است. خجالتی نیست
 
 و اعتماد به نفس دارد. سخنرانی برجسته، فردی مصمم و با اراده،
 
 کمی عجول و بی طاقت و دوست دارد که دیگران را تحت تأثیر
 
 قرار بدهد. با استعداد، سخت کوش و اغلب خوش
 
 بین است و قادر است سریع تصمیم بگیرد.
 
 
(۱۵ تا ۲۴ اردیبهشت)
( ۱۲ تا ۲۱ آبان)
 درخت شاه بلوط ( درستکاری)
 
هیکل و اندامی خارق العاده، پرابهت، حس عدالت خواهی بالا،
 
 یک طراح وسیاستمدار است. به راحتی آزرده خاطر می شود.
 
 بسیار حساس، کوشا،گاهی اوقات برتر از دیگران عمل می کند
 
و گاهی در ارتباطات خود باسایرین سوء تفاهم برایش بوجود
 
 می آید. خانواده مدار و از لحاظ فیزیکی روی فرم است.
 
 
(۱۴ تا ۲۳ مرداد)
 ( ۹ تا ۱۸ بهمن)
 درخت سدر ( وفاداری)
 
 
فردی قوی، عضلانی، انعطاف پذیر، کسی که آنچه زندگی
 
به اجبار به اومی دهد می پذیرد و اما لزوماً آن را دوست ندارد.
 
 سعی می کند ساده و خوش بین باشد.دوست دارد از نظر مالی
 
 مستقل عمل کند. مهربان و عاطفی، از تنهائی متنفر، با وفا و
 
گاهی اوقات هم به زودی عصبانی می شود. با احتیاط،
 
تحصیل علم و دانش و کمک به دیگران را دوست دارد.
 
 
(۱۶ تا ۲۵ تیر)
( ۱۲ تا ۲۴ دی)
 درخت نارون ( بزرگواری)
 
قیافه و ظاهری خوب دارد و در پوشیدن لباس خوش سلیقه است.
 
تقاضا وخواسته های او در حد اعتدال است. کم ادعا است و
 
اشتباهات را فراموش نمی کند. با نشاط و سرزنده است و
 
دوست دارد راهنمایی بشود اما نه اینکه از دیگران اطاعت کند.
 
 شریکی درستکار و با وفا و دوست دارد برای سایرین تصمیم
 
بگیرد. بزرگوار و نجیب، سخاوتمند و شوخ طبع و فردی
 
 کارآمد است.
 
 
( ۱۴ تا ۲۳ خرداد)
( ۱۲ تا ۲۱ آذر)
 درخت انجیر ( حساسیت)
 
 
فردی مستقل، درستکار، با وفا که از ضد و نقیض گویی و
 
 بحث متنفراست. زندگی و دوستانش را دوست دارد. از بچه ها
 
و حیوانات لذت میبرد.اجتماعی و شوخ طبع است و دوست دارد
 
 که بعد از ساعت های طولانی کار سخت استراحت کند و از
 
استعداد هنری و هوش بالایی برخوردار است.
 
 
(۵ تیر تا ۱۵ تیر)
 (۲ تا ۱۱ دی)
 درخت صنوبر ( رمز و راز)
 
 
فوق العاده با سلیقه است و نمی تواند تنش و فشار عصبی را
 
 تحمل کند.زیبایی را دوست دارد. گاهی افسرده می شود.
 
سرسخت و لجباز است و به همان نسبت که دوست دارد
 
نزدیکان خود را حمایت و مراقبت کند با افرادغریبه هم به
 
همان شکل رفتار میکند. نسبتاً کم ادعا، سخت کوش، با
 
 استعداد، فداکار، دور از خودپسندی و فردی که دوستان زیادی
 
 دارد و بسیار قابل اعتماد است.
 
 
 
( ۲۴ شهریور تا ۳ مهر)
 ( ۲۲ تا۳۰ اسفند)
 درخت فندق ( خارق العادگی)
 
جذاب و گیرا، شوخ طبع، بسیار فهمیده و فردی که می داند
 
 چطور روی دیگران تأثیر ماندگار داشته باشد. در اموراجتماعی،
 
فعال، مردمی و اغلب اوقات دمدمی مزاج، درستکار، کمال گرا و
 
 در رعایت عدل و انصاف قاضی خوبی است.
 
 
( ۱۳ تا ۲۲ شهریور )
 ( ۱۱ تا ۲۱ اسفند)
 درخت لیمو ترش( شک و تردید)
 
با هوش و سخت کوش است و آنچه را زندگی به او می دهد
 
 می پذیرد. البته بعد از آنکه سعی می کند شرایط بد را به خوب
 
 تغییر بدهد. از فشارهای عصبی نفرت دارد. از مسافرت و
 
تعطیلات کوتاه لذت میبرد. ممکن است خشن به نظر بیاید اما
 
 واقعاً روحی لطیف دارد. همیشه آماده جانفشانی برای افراد
 
 خانواده و دوستان است. بسیار بااستعداد است اما برای استفاده
 
 و بهره بردن از آنها باید زمان پیدا کند. خصلت رهبری بالایی
 
 دارد و فوق العاده وفادار است.
 
 
 
( ۴ تا ۱۳ خرداد)
( ۲ تا ۱۱ آذر)
 درخت ممرز ( خوش سلیقگی)
 
زیباست و به اوضاع و احوال و ظاهر خود توجه دارد.
 
خوش سلیقه و فداکار است وزندگی را تا جایی که ممکن باشد
 
 راحت می گیرد. زندگی را به سوی منطق و انضباط سوق می دهد.
 
 به دنبال مهربانی و تقدیر از دوستان است. تصمیم گیری برای او
 
سخت است و فردی بسیار قابل اعتماد به شمار می رود.
 
 
( ۱۱ تا ۲۰ فروردین)
 ( ۱۴ تا ۲۳ مهر)
درخت افرا ( استقلال فکری)
 
فردی معمولی نیست و سرشار از تصور و خلاقیت و ابتکار،
 
 خجالتی وتودار، بلندپرواز و مغرور است. متکی به نفس،
 
به دنبال تجارب جدید وگاهی عصبی است اما حافظه و ذهنی
 
 قوی دارد و به آسانی یاد می گیرد و همیشه می خواهد اثری
 
 خوب روی دیگران داشته باشد.
 
 
( ۲۳ شهریور) درخت زیتون ( عقل)
 
عاشق مهربانی و رأفت، منطقی و متعادل است و از خشونت
 
دوری می کند. بردبار و شکیبا،با نشاط و سرزنده، آرام و عادل
 
 است و قلبی رئوف و مهربان دارد. از هرگونه بخل و حسادت
 
 دوری می کند. عاشق مطالعه است و از معاشرت با افراد آگاه و
 
فرهیخته لذت می برد.
 
 
 
(۲۴ مرداد تا ۲ شهریور)
( ۱۹ تا ۳۰ بهمن)
 درخت کاج ( صلح وآشتی)
 
عاشق مصاحبت و شرکت در گفتگوهایی است که به توافق
 
منجر بشود. باید در زندگی آرامش داشته باشد. عاشق کمک کردن
 
به دیگران است و تخیلی پویا دارد. دوست دارد شعر بسازد و به مد
 
 علاقه ندارد. همیشه ملاحظه دیگران را می کند. با همه خیلی
 
دوستانه رفتار می کند. احساسات لطیفی دارد و به عاطفه و
 
اطمینان خاطر نیاز دارد.
 
 
 
( ۱ تا ۱۴ اردیبهشت)
 ( ۵ تا ۱۳ مرداد)
  ( ۴ تا ۸ بهمن)
درخت سپیدار (تردید و عدم ثبات)
 
جذاب به نظرمی آید. با استعداد است.اما اعتماد به نفس بالایی ندارد.
 
 درمواقع لزوم بسیار شجاع است و به مهربانی و جوی خوشایند
 
نیاز دارد. بسیار مشکل پسند و غالباً تنها است و طبعی هنرمندانه
 
دارد. هماهنگ کننده خوبی است و به فلسفه علاقمند است. در هر
 
موقعیتی قابل اعتماد است و به طور جدی در امور مشارکت دارد.
 
 
 
( ۱ تا ۱۰ فروردین) (۴ تا ۱۳ مهر)
 
 درخت زبان گنجشک ( حساسیت)
 
سرشار از جذابیت، با نشاط و سرزنده است و دوست دارد توجه
 
 دیگران را به خود جلب کند. عاشق زندگی، فعالیت و حتی
 
 پیچیدگی ها است. مستقل،خوش سلیقه، پراحساس،یار و
 
 هم صحبتی خوب است. کسی که تمایل به عفو و گذشت ندارد.
 
 
(۲۱ تا ۳۱ فروردین)
( ۲۴ مهر تا ۱۱ آبان)
 
 درخت گردو ( اشتیاق و شور)
 
نجیب و با دید وسیع نسبت به جهان، خودجوش و بلندپروازی او
 
نامحدود است. فردی غیرقابل انعطاف، شریکی استثنائی اما بدقلق
 
است. همیشه مورد علاقه نیست اما اغلب تمجید و تحسین می شود.
 
 مدیر و باهوش، بسیار پر حرارت اما گاهی اوقات مغرور است.
 
 
( ۳ تا ۱۲ شهریور)
( ۱ تا ۱۰ اسفند)
 
 درخت بید مجنون ( اندوه)
 
فردی که دوست دارد از فشارهای روحی دور باشد.
 
زندگی خانوادگی رادوست دارد و سرشار از امید و رؤیا است.
 
جذاب،بسیارمهربان،عاشق زیبایی، با استعداد زیاد در موسیقی،
 
عاشق سفر به نقاط غیرمعمول،خستگی ناپذیر،غیرقابل پیش بینی،
 
درستکار و فردی که می تواند تحت تأثیر قرار بگیرد اما نه هنگامی
 
 که در تنگنا باشد. حس ششم خوبی دارد و عاشق خنداندن دیگران
 
 است.
 
jangal.jpg
 
|

 

    

Image Hosted by ImageShack.us

 

 

گوهر خود را هویدا کن تمام این است و بس

                          خویش را در خویشتن پیدا کن٬ تمام این است و بس

چند میگویی سخن از درد و عیب دیگران

                          خویش را ابتدا مداوا کن ٬ تمام این است و بس

چون به دست خوشتن بستی تو پای خویشتن

                           هم به دست خویش باز کن ٬ تمام این است و بس

پند من بشنو ٬ بجز با نفس شوم بد سرشت

                            با همه عالم مدارا کن ٬ تمام این است و بس

 
    
 

|

 

من مستم و مدهوشم       شبگرد قدح نوشم
 
از طایفه بی خبرانم      دیوانه با نام و نشانم
 
من قصه نمی دانم      افسانه نمی خوانم
 
دردی کش میخانه عشقم       سر حلقه صاحب نظرانم
 
مرا می  ز جام وفا باید ای می فروشان
 
مرا خانه میخانه ها باید ای باده نوشان
 
من از آنچه کند نام عاشق نترسم
 
از آن می که آتش زند کام عاشق نترسم
 
بیا ای عشق افسونگر      فراموشم نکن دیگر
 
تویی روان من    شور جان من    امید من
 
در جهان من به زندگانی      تویی که جاودانی
 
مرا می  ز جام وفا باید ای می فروشان
 
مرا خانه میخانه ها باید ای باده نوشان
 
من از آنچه کند نام عاشق نترسم
 
از آن می که آتش زند کام عاشق نترسم
 
 
 
 
|

 

تولدی دیگر

 همه ی هستی من آیه ی تاریکیست

که ترا در خود تکرار کنان به سحرگاه شگفتن ها و

رستن های ابدی خواهد برد  

من در این آیه ترا آه کشیدم، آه

 من در این آیه ترا

به درخت و آب وآتش پیوند زدم

زندگی شاید

یک خیابان درازست که هر روز زنی

 با زنبیلی از آن میگذرد

زندگی شاید

ریسمانیست که مردی با آن خود را از شاخه می آویزد

زندگی شاید طفلیست که از مدرسه بر می گردد

زندگی شاید افروختن سیگاری باشد، در فاصله ی

رخوتناک دو هم آغوشی

یا عبور گیج رهگذری باشد

که کلاه از سر بر می دارد

و به یک رهگذر دیگر با لبخندی بی معنی می گوید

" صبح بخیر"

 


زندگی شاید آن لحظه ی مسدودیست

که نگاه، در نی نی چشمان تو خود را ویران می سازد

و در این حسی است

که من آنرا با ادراک ماه و با در یافت ظلمت

خواهم آمیخت

در اتاقی که به اندازه ی یک تنهاییست

دل من

که به اندازه ی یک عشقست

 


به بهانه های ساده ی خوشبختی خود می نگرد

به زوال زیبای گل هل در گلدان

به نهالی که تو در باغچه ی خانه مان کاشته ای

وبه آواز قناری ها

که به اندازه ی یک پنجره می خوانند 

فروغ فرخزاد

 

|

 

 

 

انديشه ی آدميان را باز نتوان خواند 

 

 و مقاصد آدميان را به چشم نتوان ديد  

 

  می توانم نگهدارم دستی ديگر را 

 

  چرا كه كسی دست مرا گرفته است

 

 به زندگی پيوندم داده است

 

 اشک رازی ست

لبخند رازی ست

عشق رازی ست

اشک آن شب ٬ لبخند عشقم بود.

قصه نیستم که بگویی

نغمه نیستم که بخوانی

صدا نیستم که بشنوی

یا چیزی چنان که ببینی

یا چیزی چنان که بدانی...

من درد مشترکم

مرا فریاد کن

درخت با جنگل سخن می گوید

علف با صحرا

ستاره با کهکشان

و من با تو سخن می گویم

نامت را به من بگو

دستت را به من بده

حرفت را به من بگو

قلبت را به من بده

من ریشه هایِ تو را دریافته ام

با لبانت برای همه لب ها سخن گفته ام

و دست هایت با دستان من آشناست

در خلوت روشن با تو گریسته ام

برای خاطر زندگانی ،

و در گورستان تاریک با تو خوانده ام

زیباترین سرودها را

زیرا که مردگان این سال عاشق ترینِ زندگان بودند.

دستت را به من بده

دست های تو با من آشناست

ای دیریافته با تو سخن می گویم

بسان ابر که با طوفان

بسان علف که با صحرا

بسان باران که با دریا

بسان پرنده که با بهار

بسان درخت که با جنگل سخن می گوید

زیرا که من

ریشه های تو را دریافته ام

زیرا که صدای من

با صدای تو آشناست

آری فقط با صدای تو آشناست پس بخوان بنام عشق...

                   

 

|

 

                          
 
 
سازنده ترین واژه " گذشت " است... آن را تمرین کن.
 
پر معنی ترین واژه " ما " است...آن را بکار ببند.
 
عمیق ترین واژه " عشق " است... به آن ارج بنه.
 
بی رحم ترین واژه " تنفر " است...از بین ببرش.
 
سرکش ترین واژه " هوس " است...با آن بازی نکن.
 
خود خواهانه ترین واژه " من " است...از آن حذر کن.
 
ناپایدارترین واژه " خشم " است...آن را فرو ببر.
 
بازدارترین واژه " ترس " است...با آن مقابله کن.
 
با نشاط ترین واژه " کار " است... به آن بپرداز.
 
پوچ ترین واژه " طمع " است... آن را بکش.
 
سازنده ترین واژه " بردبای " است... برای داشتنش دعا کن.
 
روشن ترین واژه " امید " است... به آن امیدوار باش.
 
ضعیف ترین واژه " حسرت " است... آن را نخور.
 
تواناترین واژه " دانش " است... آن را فراگیر.
 
محکم ترین واژه " پشتکار" است...آن را داشته باش.
 
سمی ترین واژه " غرور" است... بشکنش.
 
سست ترین واژه " شانس " است... به امید آن نباش.
 
شایع ترین واژه " شهرت " است... دنبالش نرو.
 
لطیف ترین واژه " لبخند" است...آن را نگاه دار.
 
حسرت انگیز ترین واژه " حسادت "است... از آن دوری جو.
 
ضروری ترین واژه " تفاهم " است... آن را ایجاد کن.
 
سالم ترین واژه " تندرستی " است... به آن اهمیت بده.
 
اصلی ترین واژه " اطمینان " است... به آن اعتماد کن.
 
بی احساس ترین واژه " بی تفاوتی " است... مراقب آن باش.
 
دوستانه ترین واژه " دوستی " است.. از آن سوءاستفاده نکن.
 
زیباترین واژه " راستی "است... با آن روراست باش.
 
زشت ترین واژه " دورویی "است... یک رنگ باش.
 
ویرانگرترین واژه "تمسخر" است... با کسی چنین مکن .
 
موقرترین واژه " احترام " است... برایش ارزش قایل شو.
 
آرام ترین واژه " آرامش " است... به آن برس.
 
خردمندانه ترین واژه " احتیاط " است... آن را دارا باش.
 
دست و پاگیرترین واژه " محدودیت " است... اجازه نده مانع
پیشرفتت بشود.
 
سخت ترین واژه " غیرممکن " است... وجود ندارد.
 
مخرب ترین واژه " شتابزدگی " است... مواظب پلهای پشت سرت باش.
 
تاریک ترین واژه " نادانی " است...آن را با نور دانش روشن نما.
 
کشنده ترین واژه " دلهره "است...آن را نادیده بگیر.
 
شکیباترین واژه " انتظار" است... منتظرش باش.
 
بی ارزش ترین واژه " انتقام " است... بگذاروبگذر.
 
ارزشمندترین واژه " بخشش " است... تلاش خود را بنما.
 
قشنگ ترین واژه "خوشروئی" است... راز زیبائی در آن نهفته است.
 
تمیزترین واژه " پاکیزگی " است... اصلا سخت نیست.
 
رساترین واژه " وفاداری " است... پیمان شکن مباش.
 
تنهاترین واژه " گوشه گیری " است...بدان که همیشه جمع بهتر از فرد بوده.
 
محرک ترین واژه " هدفمندی " است... هدف داشته باش.
 
وهدفمندترین واژه " پیروزی " است...  به سوی آن باش.
                                 
 
                    
|

 

 

                           

 

            هخامنشيان ، معبدی به معنی يونانی كلمه نداشته اند. اما جايگاههايی

               در هوای آزاد ونقاط مرتفع به نام آتشكده و عبادتگاه داشته اند كه

                               ورود به آن برای همه آزاد نبوده است.

                ما هنوز هيچيك از اين نقاط مرتفع هخامنشيان را نمی شناسيم.

               اما آثاری از چند آتشكده سراغ داريم. قديمترين آن كه احتمالاً مقدم بر

             سلطنت اولين پادشاه پارس بود،همان است كه در نقش رستم ،

                                  نزديك تخت جمشيد بوده است.

…             اكنون از آتشكده مزبور ، جز دو آتشگاه مجاور هم ديده نمی شود

         وقدری بالاتر در بالای كوه ، هفت آتشگاه ديگر هست كه چهارتای آن

           دو به دو قرار گرفته و سه تای ديگر تك هستند كه احتمال نمی رود

             به قدمت اوليها بوده باشند. اما به طوريكه كريستين سن مي گويد :

       آتش جاودان بايد جايی داشته باشد كه از گزند زمان در امان و محفوظ بماند.

              و بديهی است كه در آن جا و يا در نزديكی آن آتشكده ای بوده كه دو

               آتشگاه نامبرده از منضمات آن بوده و آتش لازم برای انجام مراسم

                                عمومی را از آنجا می آورده اند.

      دومين آتشكده هخامنشی بر حسب تاريخ كه اخيراً شناخته شده، آن است كه در

         پازارگاد ، پايتخت كوروش بزرگ بوده و از آن جز دو صفه سنگی كه در

           نزديكی بستر رودخانه واقع شده چيزی باقی نيست و اين پايه های آتشگاه ،

          متعلق به آتشكده ای است كه در فاصله صدمتری آن ساخته شده و اكنون

      اگر چه از خود آن اثری باقی نيست، دسته كم صفه ای كه ساختمان روی آن قرار

        داشته ديده می شود. در ساعات معينی ، آتش توسط مغان به آتشگاهها آورده

       می شده زيرا مراسم مربوط می بايستی در هوای آزاد انجام شود. و بعد از اتمام

                         كار دوباره آن را به آتشكده بر می گردانده اند.

      مجموع ساختمان آتشكده و آتشگاههای مربوط با ديواری كه اثر آن باقی است،

                                          محصور بوده است.

       اگر سوال شود كه چرا آتشگاهها آنقدر از آتشكده دور بوده اند ، بايد دانست

             كه محل آتشكده بايد در مرتفع ترين و پاك ترين نقطه و جای آتشگاه در

                                     نزديكی رودخانه باشد .

         بعلاوه ممكن است انتخاب محل آتشگاه در مجاورت آب كه آتشكده بستگی

      ویژه ای به آن دارد از لحاظ آسان به دست آوردن آن باشد ، نه الزام دینی.

                     با وجود اين بطوری كه « استرابن » می گويد:

   «ايرانی ها با شكوه ترين قربانيهای خود رانسبت به آب و آتش به جا می آورند

       اگر فرض اخير يعنی ترجيح استقرار ساختمانهای مربوط به آتشكده در مجاورت

         آب مورد قبول واقع شود، چنين توجيه مي شود كه قربانيها در آن واحد،

         هم برای آب  و هم برای آتش بوده اند و علت وجود آتشگاههای دو گانه

                          هم كه آنقدر مورد بحث قرار گرفته همين بوده است.

      بقايای سومين آتشكده در جلگه شوش در چند كيلومتری شهر توسط « ديولافوا »

      كشف شده است. آن بنای زيبايی است كه تركيبش به وضوح محل اصلی آتش را

    نشان می‎دهد كه دو ديوار آن را از هر گونه پليدی يا بی حرمتی حفظ می كرده  است.

                جلوخان سرپوشيده ستون دار آن كه درجلوی بنا واقع شده با دو

        محراب محل موعظه و عبادت آتشكده بود و موبدان در بالای پلكان می ايستاده

           و حضار در حياط جمع می شده اند. ديولافوا اين ساختمان را به اردشير دوم

                                      (۳۵۸ ـ ۴۲۴ ق .م) نسبت می دهد .

 

 

 

|

 

             

     نقش برجسته داريوش بزرگ

 باستان شناسان ايرانی بر این باورند موفق به کشف

 شهری باستانی متعلق به دوره هخامنشيان شده اند

 که از آن در يکی از لوحه های تخت جمشيد نام برده

 شده است.  در لوحه ای در تخت جمشيد از شهری

 بزرگی به نام تموکان ياد شده، که باستان شناسان

معتقدند که در کاوشهای خود در استان بوشهر موفق

  به کشف اين شهر شده اند پژوهشگران از روی

 لوحه های يافت شده متعلق به تخت جمشيد بر اين باورند

 که داريوش بزرگ در محلی زندگی می کرده که در نزديکی اش

نخلستان وجود داشته و به همين دليل بر روی مهر رسمی

او تصوير دو نخل نقش بسته بوده است اما همچنين

اين پژوهشگران می دانند که در اطراف تخت جمشيد هيچ

٬ نخلستانی وجود نداشته است  به همين دليل سرزمين

اصلی هخامنشيان را جايی می دانند که در لوحه های

 تخت جمشيد از آن با نام تموکان نام برده شده و

. سالها به دنبال کشف اين شهر بوده اند.

اکنون باستان شناسانی که به دنبال کشف شهر تموکان

بودند گمان می کنند که بقايايی از اين شهر باستانی

را پيدا کرده اند. بخش هايی از اين شهر

در سال ۱۹۷۷ میلادی کشف شده اما با انقلاب ايران

در سال ۱۹۷۹میلادی حفاری های اين منطقه متوقف شد.

 پس از يک وقفه ۲۶ سال حفاری مجدد برای کشف اين شهر

از ماه پيش آغاز شدسرپرست گروه کاوش شهر باستانی

 متعلق به هخامنشيان می گويد که او يک لوحه طلايی

 که نمونه شبيه اش در تخت جمشيد يافت شده،

چند سنگ نبشته و نقش برجسته داريوش بزرگ را

پيدا کرده است.اين سنگ نبشته ها هنوز رمز گشايی

نشده اما باستان شناسانی که آنها را کشف کرده اند،

تقريبا اطمينان دارند که اين محوطه تاريخی همان شهر

تموکان است. هر چند برای اطمينان کامل بايد چندين

محل ديگر متعلق به اين شهر را کشف کرد

           

 

|


:

Photobucket
Shiro Khorshid