*( انساندوستی ) * ( گذری بر اندیشه ها )*
* تاریخ - هنر - شعر - فرهنگ - زندگی نامه - سخن ها - و ...*
اينك كه من از دنيا می روم، بيست و پنج كشور جز امپراتوری ايران است و در تمامی اين كشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان درآن كشورها دارای احترام هستند ومردم آن كشورها نيز درايران دارای احترامند، جانشين من خشايارشا بايد مثل من در حفظ اين كشورها كوشا باشد و راه نگهداری اين كشورها اين است كه در امور داخلی آن ها مداخله نكند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد . اكنون كه من از اين دنيا می روم تو دوازده كرور دريك زر در خزانه داری و اين زر يكی از اركان قدرت تو می باشد، زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست.البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين حزانه بيفزايی نه اين كه از آن بكاهی، من نمی گويم كه در مواقع ضروری از آن برداشت نكن،
باستان شناسان در بررسی ها و کاوش های صورت گرفته در مجموعه باستانی تخت جمشید موفق به کشف بخشی از پایه تخت سلطنتی ۲۵۰۰ ساله داریوش هخامنشی شدند. به گزارش خبرگزاری مهر باستان شناسان تخت جمشید سال گذشته در کاوش های خود در آبراه های تخت جمشید یک قطعه سنگ لاجورد به دست آوردند، یک سال بررسی و پژوهش روی این قطعه سنگ نشان داد که احتمالا این قطعه بخشی از پایه تخت پادشاهی داریوش بزرگ است. علیرضا عسگری سرپرست گروه باستان شناسی مجموعه تخت جمشید در این باره گفت: بعد از کشف این شی باستانی ، بررسی ها و پژوهش های مختلفی روی آن صورت گرفت . ما پس از مطابقت این شی با سنگ نگاره های تخت جمشید به این نتیجه رسیدیم که این شی باید بخش تحتانی یک از پایه های تخت سلطنتی باشد. بر اساس متون تاریخی و روایت یونانیان رویه تخت پادشاهان هخامنشی از جنس طلا ، نقره ، عاج و پایه های سخت آنها از جنس لاجورد بوده است. بر اساس متون تاریخی تخت پادشاهی و دو سنگ نگاره داریوش هخامنشی پس از به سلطنت رسیدن خشایار شاه به خزانه تحت جمشید منتقل شده است. عسگری در این باره گفت: این سنگ که ۱۰ در ۲۰ سانتی متر ابعاد و حدود یک کیلوگرم وزن دارد، یک بخش بسیار کوچک از تخت سلطنتی است که به احتمال زیاد بعد از ویرانی و به غارت رفتن تخت ، به درون آبراههای تخت جمشید افتاده است. وی در مورد اهمیت و کشف این پایه گفت: کشف این پایه تخت و مطابقت داشتن آن با سنگ نگاره های تخت جمشید می تواند نقوش روی سنگ نگاره ها را هر چه بیشتر تایید کند. داریوش هخامنشی بنیانگذار تخت جمشید در سال ۵۲۱ پیش از میلاد دستور ساخت تخت جمشید را می دهد و تا سال ۴۸۶ بسیاری از بناهای تخت جمشید را طرح ریزی یا بنیانگذاری می کند. این مجموعه باستانی شامل حصارها ، کاخ ها ، بخش های خدماتی و مسکونی ، نظام های مختلف آبرسانی و بخش های مختلف دیگری است. مجموعه تخت جمشید ، مهمترین پایتخت مقاومت هخامنشی در استان فارس و در نزدیکی شهر شیراز جای گرفته است كجای اين جنگل شب .... پنهون ميشی خورشيدكم پشت كدوم سد سكوت ... پر ميكشی چكاوكم چرا به من شك می كنی، ... من كه منم برای تو لبريزم از عشق تو و ... سرشارم ازهوای تو لبریزم از عشق تو و ... دست كدوم غزل بدم ٬ نبض دل عاشقمو پشت كدوم بهانه باز ٬ پنهون كنم هق هقمو گريه نمی كنم نرو ، آه نمی كشم بشين ... حرف نمی زنم بمون ، بغض نمی كنم ببين ... ..... سفر نكن خورشيدكم ، ترك نكن منو نرو نبودنت مرگ منه ، راهی اين سفر نشو نذار كه عشق من وتو ٬ اينجا به آخر برسه بری تو و مرگ من از ٬ رفتن تو سر برسه گريه نمی كنم نرو ، آه نمی كشم بشين ... حرف نمی زنم بمون ، بغض نمی كنم ببين ... نوازشم كن و ببين عشق ميريزه از صدام صدام كن وببين كه باز ... غنچه ميدن ترانه هام اگر چه من به چشم تو كمم، قديميم، گمم آتشفشان عشقم و دريای پر تلاطمم ... گريه نمی كنم نرو ، آه نمی كشم بشين ... حرف نمی زنم بمون ، بغض نمی كنم ببين ... ************************** بی گاهان به غربت به زمانی كه خود در نرسيده بود - چنين زاده شدم در بيشه جانوران و سنگ، و قلبم در خلاء تپيدن آغاز كرد *** گهواره تكرار را ترك گفتم در سرزمينی بی پرنده و بی بهار اميد فرسای ماسه و خار، بی آنكه با نخستين قدم های نا آزموده نوپائی خويش به راهی دور رفته باشم باز آمدن بود *** دور دست اميدی نمی آموخت لرزان بر پاهای نوراه رو در افق سوزان ايستادم دريافتم كه بشارتی نيست چرا كه سرابی در ميانه بود *** دور دست اميدی نمی آموخت دانستم كه بشارتی نيست: اين بی كرانه زندانی چندان عظيم بود كه روح از شرم ناتوانی دراشك پنهان می شد 

::ادامه مطلب::

::ادامه مطلب::



نخستين سفرم باز آمدن بود ازچشم اندازهای
نخستين سفرم 
| : |

